خرید بک لینک

نشسته ام در تنهایی خود
کتاب زندگیم را ورق می زنم
روزهای گذشته و آینده ام در صفحات این کتاب حک شده اند
حالم دست خودم نیست تا بتوانم آینده ام را به میلم بسازم
آینده را نمی توانم تغییر دهم
توانی برای تغییر نوشته ها ندارم و تنها قادر به خواندن این کتاب هستم
ناچارم فقط به بودن ... بودنی که نه برای خودم و نه برای آفریدگارم مفید نیست
گرچه برای بودن تلاش اجباری می کنم اما برای نبودن آرزو می کنم
نبودن آرزوی من است...

برچسب: دل نوشته, نویسنده: Behnam تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 17:46

میدانم روزهای باقی مانده ام هم می گذرد...
مثل ثانیه هایی که می گذرند مثل سال هایی که گذشت...
می گذرد و حسرت به دلم می گذارند...
حسرتی که داغش سالها بر تنم می ماند...
تنها دل خوشیم اینست که شاید برایش بهتر باشد...

برچسب: دل نوشته, نویسنده: Behnam تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 17:43

چشم هایمان را باز می کنیم...
روز پر از تکراری هایمان شروع می شود... همان چیزهایی که باید ببینیم را میبینیم...
می گذرانیم... بگذرد گذراندی که بر خیلی ها زخم هایی برجا می گذارد... و اینها بایدهایشان بود که باید می دیدیم...
اینگونه به وجود آمده است و این خواست او بوده است...
نمی توان چیزی را عوض کرد و این چیزهایی را  که می گذرانیم بوده است و نوشته شده است... تنها مشق می کنیم نوشته ها را...
می دانم ... خسته ایم ...چشم هایمان را ببندیم...آخر شب شده است فردا باید دوباره مشقهایمان را بنویسیم...

برچسب: دل نوشته, نویسنده: Behnam تاريخ: جمعه 16 اسفند 1392 ساعت: 17:36

صفحه بندی